اصلی >> آموزش سلامت >> ننگ بهداشت روان - و چگونگی غلبه بر آن

ننگ بهداشت روان - و چگونگی غلبه بر آن

ننگ بهداشت روان - و چگونگی غلبه بر آنآموزش سلامت

تعریف کلاله | چرا یک مشکل است | مراحل اقدام برای پایان دادن به آن | گزینه های درمانی موجود است | حمایت از دوستان و خانواده





ننگ بهداشت روان یک مشکل بزرگ است که باعث می شود بسیاری از افرادی که نیاز به درمان دارند از ابتلا به آن شرم آور شوند. در اینجا مواردی است که می توانید برای کاهش آن انجام دهید و گزینه های موجود در صورت نیاز به کمک.



تنها مهمترین سدی که باید در جامعه برطرف شود ، ننگ و تبعیض مربوط به افرادی است که از اختلالات روانی و رفتاری رنج می برند. - فصل 4 ، گزارش بهداشت جهانی 2001 ، سازمان بهداشت جهانی (WHO)

در سراسر دنیا ، بهداشت روان به طور یکسان در ذهن متخصصان پزشکی و شهروندان عادی است. بدیهی است که شرایط بهداشت روانی میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار می دهد - و این آگاهی در حال افزایش است که افرادی که دارای مشکلات بهداشت روانی هستند فقط افراد دیوانه ، خطرناک یا بد نیستند. اما این پیشرفت به سمت آینده ای شفاف تر و پذیرفته تر بدون عقب ماندگی نیست.

استیگما همچنان در میان موانع ماندگار برای افرادی که با بیماری روانی زندگی می کنند ، باقی مانده است. تحقیقات پزشکی نشان می دهد که بیماری روانی واقعی است و هیچ شرمنده ای نیست - اما بسیاری از مردم این ایده را رد می کنند ، و هر نشانه ای از مشکلات بهداشت روانی در جامعه یا زندگی شخصی آنها وجود دارد. دلایل زیادی وجود دارد که مردم بیماری روانی را رد می کنند ، از اطلاعات غلط اساسی گرفته تا تبعیض هدفمند.



بعضی اوقات افراد ناآگاه درباره مشکلات بهداشت روانی افسانه ها و آرزوها را گسترش می دهند. این باعث می شود که کلاله اطراف سلامت عمومی عمومی پایدارتر شود. این امر به ویژه برای افرادی که دسترسی منظم به اطلاعات صحیح و متفکر بهداشت روان ندارند که تصورات غلط رایج را رد می کنند ، ضرر خواهد داشت. حتی می تواند باعث ننگ خود ، درونی شدن نگرشهای منفی در مبتلایان به اختلالات روانی شود.

رد فعالانه انگ بهداشت روان و کلیشه های منفی در همه اشکال آن ضروری است. دانستن اینکه کلاله یک مشکل بزرگ است کافی نیست. تغییر فقط با اعمال اتفاق می افتد.

گروه ها و جوامع اجتماعی برای از بین بردن ننگ بهداشت روان باید با هم متحد شوند. این به معنای به طور مداوم به اشتراک گذاشتن به روز اطلاعات بهداشت روان با دوستان و همسایگان است. بیاموزید که به طور موثر به کسانی که با بیماری روانی زندگی می کنند گوش دهید و در مورد زندگی روزمره در مورد این موضوع صحبت کنید. این اقدامات می تواند شبکه های پشتیبانی را ایجاد کند که به طور موثر سد ننگ را کاهش می دهد و افراد نیازمند را بهتر قادر می سازد تا به دنبال کمک های شایسته خود باشند.



تعریف لکه بهداشت روان

اکثر مردم ننگ بهداشت روان را کاملاً درک نمی کنند. قبل از شروع به تلاش برای مبارزه با انگ ، شاید لازم باشد یک یا دو قدم به عقب بردارید. ابتدا سعی کنید دامنه و زمینه گسترده ای را که گفتمان فعلی در آن جریان دارد ، درک کنید. به عنوان مثال ، ارزش آن است که با واژگان مناسب یاد بگیرید و استفاده کنید. این می تواند به شما کمک کند تا متحدان بهتری برای کسانی که با بیماری روانی زندگی می کنند باشید.

به طور کلی کلاله ها

برای درک کلاله بهداشت روان ، باید درک کنید که انگ چگونه است و چگونه می تواند به مردم آسیب برساند. ننگ اجتماعی اقدامی منفعلانه یا منفعلانه است که برای تبعیض درمورد یک فرد براساس ویژگیهای ادراکشده مورد استفاده قرار می گیرد. کلاله های اجتماعی می توانند ویژگی های شخصی متغیر و غیرقابل تغییر را شامل شوند ، از جمله نژاد گرفته تا وضعیت سلامت روان.

تحقیقات گسترده در مورد رابطه کلاله و کلاله وجود دارد. اما مهمترین چیزی که باید بدانید این است که افراد کلاله ای تقریباً به دلیل ویژگیهایشان ، درجاتی از کاهش اجتماعی را احساس می کنند. این می تواند به مرور زمان موجب انزوا و گوشه گیری شود ، یا حتی باعث ایجاد تبعیض کامل از سوی شخصیت های معتبر شود.



کلاله بهداشت روان در این گروه قرار می گیرد. افرادی که با بیماری روانی زندگی می کنند در زندگی روزمره تبعیض فعال و منفعل را تجربه می کنند. از مشارکت های اجتماعی گرفته تا گزینه های مسکن بر همه چیز تأثیر می گذارد. این درمان نابرابر می تواند کیفیت زندگی را بسیار کاهش دهد و جستجوی درمان مناسب را دشوارتر کند.

کلاله های مربوط به سلامت روان

لکه بهداشت روان از قرن ها پیش به اشکال مختلف وجود داشته است. این توسط افراد تداوم یافته است ، اما رسانه های معروف و هنجارهای اجتماعی همچنین باعث ایجاد لکه بینی در جوامع در سراسر جهان می شوند.



کلاله بهداشت روان دو قسمت دارد. اول ، ماهیت نامرئی (یا بهتر بگوییم ، به وضوح جسمی) بیماری روانی وجود ندارد. یعنی برخلاف بازوی شکسته ، شما نمی توانید به راحتی ببینید که چه کسی افسرده است. ثانیاً ، برخی از تظاهرات بیماری روانی هنجارهای اجتماعی ایجاد شده را می شکند. به عنوان مثال ، کسی که در یک مرحله دو قطبی شیدایی قرار دارد ، ممکن است هنگام بیرون رفتن با دیگران زیاد صحبت کند. روی هم رفته ، این عوامل باعث می شود که وضعیت بهداشت روانی یک فرد تحت درمان یا ضعیف مدیریت شود ، غیر قابل پیش بینی یا حتی ترسناک به نظر برسد. به نوبه خود ، برخی از افراد (به طور نامناسب) این غیرقابل پیش بینی بودن را به عنوان تهدید داخلی می کنند ، که می تواند آنها را به باور و یا گسترش ننگ وادارد.

گرچه این امر رایج است ، اما ننگ بهداشت روان نباید به عنوان بخشی طبیعی از زندگی روزمره پذیرفته شود. کلاله های بهداشت روان ، اعم از جزئی و جزئی ، در همه تظاهرات مضر هستند و می توانند به طور قابل توجهی توانایی فرد را در تشخیص وضعیت سلامت روان خود و در صورت لزوم کمک مناسب کاهش دهند.



چرا کلاله یک مشکل بزرگ است

گفتن اینکه کلاله های بهداشت روان یک مشکل بزرگ است ، یک ساده سازی بیش از حد است. در حقیقت ، کلاله های بهداشت روان مشکلات گسترده و گسترده ای است که می تواند تقریباً هر جنبه از زندگی فرد را لمس کند. اگر قصد دارید به انگ های بهداشت روان در جامعه و محافل اجتماعی خود بپردازید ، اطمینان حاصل کنید که تأثیر عمیق انگ را قبل از مبارزه با آن کاملاً بشناسید.

کلاله های بهداشت روان به دو دسته گسترده تقسیم می شوند: راه های گسترش کلاله و اثرات انگ بر روی افرادی که آن را تجربه می کنند. هر دو دسته برای رسیدگی کلی و لکه ننگ بسیار مهم هستند.



راه های گسترش کلاله

روش های گسترش کلاله بیشتر از تأثیرات آن بر افراد قابل مشاهده است. این اقدامات و کلماتی است که به تعصبات درونی درمورد افراد مبتلا به بیماری روانی تبدیل می شود - و از گفتار روزمره گرفته تا سیاست گذاری به همه چیز رجوع می کند. اگرچه لیست زیر جامع و کامل نیست ، اما اینها چندین روش متداول در گسترش کلاله بهداشت روان است:

ریز تجاوزها

کلمات و معانی منفی آنها می توانند تأثیر واقعی در چگونگی درک فردی که با بیماری روانی زندگی می کند و همچنین در دیدگاه جامعه بزرگتر نسبت به آن فرد داشته باشند. روشی که جامعه در مورد بهداشت روانی و بیماری های روانی صحبت می کند می تواند مستقیماً بر نحوه عملکرد آن درمقابل افرادی که دچار آن هستند تأثیر بگذارد.

تجاوزهای خرد نشانه های کلامی کوچکی (اعم از عمدی و غیر عمدی) هستند که خصومت یا تعصب منفی را علیه یک گروه هدف بیان می کنند. تجاوزهای خرد می تواند تصادفی یا حتی حسن نیت باشد ، اما همچنان برای اعضای گروه آسیب دیده توهین آمیز است.

تماس دیوانه با کسی یا پرسیدن اینکه آیا داروی خود را مصرف کرده اید ، نمونه هایی از تجاوزهای خرد علیه جامعه بهداشت روان است.

ریز تجاوزهایی که برای افرادی که دارای شرایط بهداشت روانی هستند زندگی می کنند شباهت هایی با زبانی دارند که به طور سنتی برای به حاشیه راندن افراد دارای معلولیت جسمی استفاده می شود (البته با ظرافت بسیار کمتری). کلمات و اصطلاحات دقیق از تنظیمات به تنظیمات دیگر متفاوت است ، اما تقریباً همه ریز تجاوزها قصد دارند فرد یا گروه آسیب دیده را بی اعتبار یا شرم آور کنند. برخی از تجاوزهای خرد همچنین ترس نابه جا از بیماری روانی را به طور کلی بیان می کنند.

تجاوزهای خرد یکی از راه های گسترش کلاله های اجتماعی فراگیر است - مانند کلاله بهداشت روان - در محافل اجتماعی. برخی از افراد می گویند كه تجاوزهای خرد نیاز به خودسانسوری بیش از حد دارند ، افراد حساس بیش از حد حساس هستند. اما این نظر در گفتمان متمرکز بر حمایت از افراد مبتلا به بیماری روانی ، مثمر ثمر نیست.

پیام رسانی منفی

ریز تجاوزها موارد خاصی از زبان است که باعث لکه دار شدن بهداشت روان می شود. پیام رسانی منفی روش گسترده تری در انتشار کلمات بهداشت روان است. این محتوای ارتباطی است (غالباً در رسانه های مشهور) که هدف اصلی اشاعه ترس و اطلاعات غلط در مورد سلامت روان و افرادی که با بیماری روانی زندگی می کنند را دارد.

به عنوان مثال ، تلویزیون نشان می دهد که کسی را که مبتلا به اسکیزوفرنی است به عنوان خطرناک انتشار پیام منفی در مورد افراد مبتلا به این بیماری نشان می دهد.

پیام رسانی منفی می تواند ناشی از ناآگاهی ناخواسته باشد. این فرم اغلب در کودکان و بزرگسالان رخ می دهد که هنجارهای مناسب اجتماعی مربوط به اصطلاحات بیماری روانی را کاملاً درک نمی کنند. این نوع جهل اگر با تاکتیک اصلاح نشود ، می تواند تا بزرگسالی نیز ادامه یابد.

با این حال ، بیشتر پیام های منفی ناآگاهی عمدی افراد یا گروه هایی است که عواقب آن را درک می کنند ، اما به هر حال از زبان مضر استفاده می کنند. رسانه های سنتی و رسانه های اجتماعی هر دو در این حوزه فعالیت می کنند و باورهای غلط درباره سلامت روان را تکرار می کنند.

یک مطالعه منتشر شده در انستیتوی بهداشت طبیعی (NIH) نشان داد که 39 of از روزنامه های عمده ایالات متحده در مورد بهداشت روانی در مورد خطر و خشونت بود.

یک مثال بحث پیرامون کنترل و تنظیم اسلحه در ایالات متحده است. این یک موضوع متفاوت است ، اما منابع خبری خاص و گروه های حمایتی گفتمان را به مسئله درمان بیماری های روانی کاهش می دهند. در حالی که بهبود استانداردهای بهداشت روان مهم است ، استفاده از افرادی که با مشکلات بهداشت روانی زندگی می کنند به عنوان یک گوسفند در شلیک های دسته جمعی کلاله های خشونت آمیزی را هدف قرار می دهد که همه افراد با شرایط بهداشت روانی را هدف قرار می دهد.

برچسب زدن نامناسب می تواند بخشی از پیام های منفی باشد. این اغلب در هنگام بحث در مورد بیماری روانی و حضور آن در زندگی یک فرد مشاهده می شود. به طور سنتی ، عباراتی مانند مرد اسکیزوفرنیک یا زن دو قطبی امری عادی بود. اکنون ، زبان اول شخص در گفتمان مربوط به معلولیت ترجیح داده می شود. عباراتی مانند فرد مبتلا به افسردگی اصطلاحات مورد استفاده (یا الزامی است ، همانطور که در راهنماهای مختلف و سبک دولت مشاهده می شود) هستند.

اقتصاد اجتماعی ، اشتغال و مسکن

افرادی که با شرایط بهداشت روانی زندگی می کنند (اعم از تشخیص داده شده و تشخیص داده نشده) معمولاً در پرانتزهای اقتصادی - اجتماعی پایین تری قرار می گیرند و در معرض تأثیرات طولانی مدت بیماری های روانی هستند. این می تواند منجر به تبعیض متقاطع از کسانی شود که سوگیری منفی نسبت به فقرا دارند.

وضعیت اقتصادی-اقتصادی پایین در بین افراد مبتلا به بیماری روانی از عوامل مختلفی ناشی می شود ، از جمله تبعیض ساختاری در استخدام و مسکن. اتحاد ملی بیماری های روانی گزارش می دهد که وجود بیماری روانی (یا درک از آن) می تواند از دریافت فرصت های شغلی عادلانه در فرد جلوگیری کند.

لونا گرینشتاین ، نویسنده NAMI ، می گوید ، این اختلاف در استخدام به دلیل تصور کارفرما است که افراد مبتلا به بیماری روانی کنترل کامل عملکرد خود را ندارند. همزمان ، همین کارفرمایان مسئولیت اقدامات غیرمعمول را به جای وضعیت سلامتی ، متوجه کارمند احتمالی می دانند ، که می تواند به معنی کنار گذاشتن نامزدهای واجد شرایط از رسیدگی باشد.

در نتیجه این شیوه های استخدام آمیز تبعیض آمیز ، کارگران مبتلا به بیماری روانی تمایل به دریافت دستمزد کمتری نسبت به همکاران عصبی خود دارند. این امر می تواند صعود از نردبان را دشوارتر کرده و دستمزدهای متوالی بالاتر در موقعیت های آینده کسب کند. افرادی که دارای برخی شرایط بهداشت روانی هستند این شیوه های استخدام تبعیض آمیز را مستقیماً تجربه می کنند. به عنوان مثال ، طبق آمار ، 70 تا 90 درصد نرخ بیکاری در بین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی وجود دارد انستیتوی ملی بهداشت روان .

دارایی های مالی کمتر یافتن مسکن مناسب را دشوارتر می کند. تبعیض قانونی و غیرقانونی در بین م institutionsسسات مسکن و صاحبان املاک ، این مشکل را بیش از پیش می کند. در صورت عدم رسیدگی ، این تبعیض ساختاری می تواند باعث بی خانمانی و حتی زندان در مناطقی شود که مقررات سختگیرانه مربوط به بی خانمانی دارند.

قانون فدرال ، مانند قانون مسکن عادلانه 1968 ، برای جلوگیری از تبعیض ساختاری علیه افراد در برخی از طبقات محافظت شده از اجاره های مسکونی و شیوه های فروش مغرضانه طراحی شده است. افراد معلول به عنوان بخشی از قانون قانون معلولیت آمریکایی ها (ADA) در سال 1990 به این حمایت ها اضافه شدند. اما ، این حمایت ها قابل محافظت نیستند. تبعیض غیر صریح مسکن علیه افراد مبتلا به بیماری روانی هنوز هم وجود دارد.

نتایج کلاله سازی

کلاله سازی برای افرادی که با بیماری روانی زندگی می کنند پیامدهای جدی دارد. تأثیرات آن می تواند از شدت کاهش ارزش شخصی تا عدم تمایل دائمی برای جستجوی مراقبت های بهداشت روان مناسب باشد. لیست زیر شامل برخی از تأثیرات احتمالی قرار گرفتن مداوم در بدنام با بهداشت روان است.

کاهش دسترسی به درمان

معمولاً پذیرفته شده است که بیشتر اشکال معلولیت و بیماری مزمن ارزش درمان را دارند. و به افرادی که با بیماری و معلولیت زندگی می کنند و قابل درمان نیستند باید به آنها فرصت داده شود تا یک زندگی کاملاً غنی کننده داشته باشند. متأسفانه ، این درک به طور کامل به مسائل بهداشت روان گسترش نیافته است.

افراد مبتلا به بیماری روانی به دلیل کلاله موجود کمتر امکان دریافت کمک یا فرصت درمانی را دارند. به عنوان مثال ، افراد مبتلا به بیماری روانی به طور نادرست به عنوان مسئول ناتوانی خود کنترل می شوند. در نتیجه ، آنها کمتر لیاقت فرصتهای درمانی را دارند.

حتی اگر در برخی شرایط ننگ کمتری وجود داشته باشد ، کمبودهای دسترسی در سراسر کشور وجود دارد - برای افراد مبتلا به بیماری مزمن ، از کارافتادگی و بیماری روانی. اگر در حال رفع این کمبودها در جامعه محلی خود هستید ، سعی کنید تا حد ممکن فراگیر و مقطعی باشید.

خدمات بهداشت روان باید به راحتی در دسترس کسانی باشد که به آنها احتیاج دارند. این نوع بیماری با بیماری جسمی تفاوتی ندارد. اگر شما یا یکی از عزیزانتان با بیماری روانی زندگی می کنید ، مهم است که با ننگ مبارزه کنید و از متخصصان بهداشت روان کمک بگیرید. کودکان و بزرگسالان اغلب در برقراری ارتباط با احساسات خود با دقت تلاش می کنند ، بنابراین متخصصان مراقبت های بهداشتی و والدین اغلب علائم اولیه مشکلات روانی را از دست می دهند یا همه آنها را در ذهن خود می نویسند. این می تواند به این معنی باشد که نوجوانان در حال مبارزه ، مراقبت های بهداشت روان مناسب را تا دیرتر در زندگی دریافت نمی کنند.

هنگامی که آنها به دنبال کمک هستند ، افراد مبتلا به بیماری روانی تشخیص داده نشده یا درمان نشده می توانند با نقص ساختاری کمک های مقرون به صرفه روبرو شوند. غالباً ، کمبود منابع مراقبت های بهداشتی عمومی به طور خاص برای بیماری های روانی در یک منطقه خاص اختصاص یافته است. تلاش ها برای حل این مشکل در بسیاری از مناطق ادامه دارد ، اما ننگ بهداشت روان سرعت را گسترش می دهد.

انزوا و شرارت

ننگ بهداشت روانی همیشه باعث ایجاد انزوای غیرقابل شکست بین کسانی شده است که آن را تجربه می کنند. این فقط افراد مبتلا به مشکلات بهداشت روانی نیستند. هر کسی که ارتباط مستقیمی با بیماری روانی دارد ، مانند اعضای خانواده کسانی که با بیماری روانی زندگی می کنند ، می تواند انزوا را تجربه کند.

این احساس انزوا ، انزوای انگ زده همه افراد را با چالش های سلامتی ، خواه روانی و هم جسمی ، بازتاب می دهد. اما می تواند به دلیل ماهیت نامرئی بودن برای افرادی که دارای شرایط بهداشت روانی هستند چالش برانگیزتر باشد. وقتی بیماری با چشم غیر مسلح دیده نمی شود ، در مبارزات خود احساس جدا بودن ، یا تنها بودن آسان است.

این احساس انزوا می تواند به مهارت های اجتماعی آسیب برساند و کنار آمدن با حوادث دشوار بدون حمایت از نزدیکان یا جامعه دشوارتر می شود. در طی دوره های طولانی مدت ، انزوا بخشی طبیعی از جهان بینی فرد می شود و می تواند عزت نفس یا درک ارزش شخصی را کاهش دهد. این تأثیرات منفی می تواند کیفیت زندگی فرد را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.

در برخی موارد ، افراد مبتلا به بیماری روانی شرور می شوند. به این معنی که از شرایط مزمن آنها برای پیش داوری دیگران استفاده می شود. این شکل متمایز از انگ سازی اجتماعی بیانگر این است که فردی که با یک بیماری روانی زندگی می کند به نوعی کمتر از افراد عصبی است و فقط برای منزوی کردن بیشتر فرد است.

رسانه های مشهور از نظر تاریخی ، نیت شیطانی یک شرور را تا حدودی به بی نظمی نسبت می دادند. حتی امروزه نیز گاهی اوقات رسانه های خبری (اعم از عمدی و ناخواسته) بیماری روانی را با خشونت پیوند می دهند (علی رغم این نتیجه گیری های علمی متعدد اتصال را خراب می کند).

شناخت و جستجوی درمان

ننگ بهداشت روان باعث احساس عدم کفایت اجتماعی می شود. کلاله برخی افراد را ترغیب می کند تا به دنبال کمک شایسته باشند. برای بسیاری دیگر ، انگ باعث جلوگیری از شناسایی و درمان شرایط بهداشت روان می شود.

پاتریک کوریگان ، بنجامین دروس و دبورا پلیک این را چرا امتحان کنید؟ اثر این نوعی خود انگ سازی است که باعث می شود فرد باور کند که بیماری روانی وی یک بار پایان ناپذیر است که هرگز برداشته نمی شود. افراد ممکن است سعی کنند بیماری خود را پنهان کنند یا حضور آن را بیش از حد جبران کنند. این می تواند وضعیت آنها را بدتر کند تا زمانی که آنها به دنبال درمان مناسب باشند.

در سال 2011 ، فقط در مورد 60٪ افراد مبتلا به بیماری روانی هر نوع درمانی را برای شرایط خود دریافت کردند. این به دلیل انواع ضعف های ساختاری در یک سیستم مراقبت از سلامت روان است ، اما همچنین ناشی از خود انگ بینی است که مانع از درمان مناسب افراد می شود.

عدم تشخیص و درمان ، همانطور که برای هر نوع بیماری مزمن اتفاق می افتد ، نتایج بدتری را به دنبال دارد. مشکلات بهداشت روانی برای درمان و مدیریت زمان بر است ، خصوصاً با توجه به اینکه بیشتر افراد تشخیص داده شده نیاز به مدیریت این بیماری در طول زندگی بزرگسالی خود دارند. وقتی کلاله بهداشت روان مداوم ، درمان به موقع را به تأخیر بیندازد ، کیفیت زندگی را کاهش می دهد.

گام های عملی برای پایان دادن به کلاله

لکه بهداشت روان و اثرات مخرب آن لازم نیست که دائمی باشند. اقدامات بسیاری وجود دارد که می توانید برای حمایت از تلاشهای سازمانهای مدافع در سراسر جهان بردارید. اگرچه این روش ها یک شبه سلامت روان را از بین نمی برند ، اما گفتمان سلامت روان فعلی و آینده را در جامعه محلی شما بهبود می بخشند.

خود را بشنوید و آموزش دهید

قبل از اینکه بتوانید در درک جامعه خود از سلامت روان تفاوت ایجاد کنید ، باید خودتان را بشنوید و آموزش دهید. سلامت روان بسیار شخصی است و مشکلات روحی و روانی بر روی هر فرد متفاوت است. یادگیری از افرادی که آن را تجربه کرده اند ضروری است.

خاطرات را بخوانید که زندگی روزمره را با شرایط بهداشت روان توصیف می کند . اگر کسی را مایل به سراغ دارید با افرادی که با مشکلات بهداشت روان زندگی می کنند صحبت کنید. درباره توصیفات غیر داستانی از شرایط سلامت روان تحقیق کنید. از رسانه های داستانی معاصر (از جمله بازی های ویدیویی مانند Night in the Woods و Celeste) برای کمک به شما در درک پیچیدگی های سلامت روان استفاده کنید.

حتی اگر در زمینه بهداشت روان تجربه دارید ، مهم است که یاد بگیرید. حوزه تحقیقات بهداشت روان به سرعت در حال پیشرفت است زیرا تحقیقات بیشتری در مورد علل و روشهای درمانی آن تحقیق می کند. اگر می خواهید آگاهی را گسترش دهید ، باید در جریان آخرین تحولات قرار بگیرید.

بلند حرف بزن

وقتی فرصتی پیدا کردید ، درباره اهمیت مراقبت های بهداشت روان و کلاله های مختلفی که همچنان آن را احاطه می کنند ، صحبت کنید. اگر می شنوید کسی در مورد سلامت روان منفی صحبت می کند ، ساکت نمانید.

مقابله با زبانی که باعث افزایش بی اعتمادی یا تضاد به افراد مبتلا به بیماری روانی می شود ، مهم است. به عنوان مثال ، اگر می شنوید کسی یک همکلاسی یا همکارش را با بیماری روانی دیوانه صدا می کند ، مهم است که صحبت کنید. این نوع زبان تحقیرآمیز (حتی به عنوان یک شوخی) ننگ سلامت روان را عادی می کند. در صورت امکان باید از آن اجتناب شود و یا به آن توجه شود.

مدافع

تبدیل شدن به یک مدافع بهداشت روان یک روش عملی برای جلب توجه به مسائل بهداشت روان و کسانی که با بیماری روانی زندگی می کنند است. شما می توانید در تنظیمات مختلف ، از جمله در یک مدرسه یا محل کار ، و در سیستم عامل های مختلف مانند رسانه های اجتماعی ، وبلاگ ها و رویدادهای جامعه ، مدافع باشید. برخی از سازمان ها ، مانند اتحاد ملی بیماری های روانی و بنیاد آمریکایی برای پیشگیری از خودکشی ، آموزش رسمی تری را برای سفیران خود ارائه می دهند ..

هدف اصلی هر گونه طرح حمایت باید آگاهی و حمایت از افزودن ساختارهای حمایتی برای مقابله بهتر با مراقبت های بهداشت روان باشد. به این ترتیب ، مدافعان می توانند به تدریج عقب بیفتند که بدنام طولانی مدت بهداشت روانی را برگردانده و آن را با یک محیط تعامل سازنده جایگزین کنند.

از زبان غیر انگ زننده استفاده کنید

یک اقدام کوچک که هرکسی می تواند برای مبارزه با بدنام سازی بهداشت روان انجام دهد تغییر واژگان شخصی شما است. به طور خاص ، مراقب باشید تا در صورت امکان از انگ زدن به زبان خودداری کنید. برخی از برچسب های رایج شامل دیوانه ، روان و معتاد است. این نوع زبان در بهترین حالت غیرمولد و در بدترین حالت کاملاً توهین آمیز است (بستگی به زمینه دارد).

در جای خود ، از زبانهای غیر انگ زننده استفاده کنید. این کلمات و عبارات در جامعه مراقبت های بهداشتی رواج بیشتری دارند. یعنی شما می توانید از آنها استفاده کنید بدون اینکه معنای منفی به خطر بیندازید.

همیشه از زبان اول شخص استفاده کنید. این یک روش ساختاری است که برای جدا کردن وضعیت یا ناتوانی فرد از شخصیت او طراحی شده است. مثلاً گفتن مرد مبتلا به اسکیزوفرنی مناسبتر از گفتن مرد اسکیزوفرنی است.

گزینه هایی برای کسانی که نیاز به کمک دارند موجود است

مراقبت های بهداشت روان هر روز بهبود می یابد ، زیرا افراد بیشتری به درمان دسترسی پیدا می کنند. سه درمان اصلی برای شرایط بهداشت روان وجود دارد: درمان ، دارو و گروه های پشتیبانی. هر روشی برای همه مثر نیست ، بنابراین حتماً با پزشک خود مشورت کنید تا بهترین روش درمانی را برای شما پیدا کند.

درمان

درمان یکی از در دسترس ترین و سازنده ترین روش های مدیریت شرایط بهداشت روان است. انواع مختلفی از درمان وجود دارد که آن را به گزینه ای مناسب برای تعداد بیشتری از افراد مبتلا به مشکلات روانی تبدیل می کند.

درمان شناختی-رفتاری (CBT) از محبوب ترین گزینه ها است زیرا می تواند تغییرات ذهنی و عملی را در طول زندگی فرد تسهیل کند. غالباً ، CBT برای مدیریت افسردگی ، اضطراب و اختلال دو قطبی استفاده می شود - اگرچه می تواند برای طیف وسیعی از اختلالات شناختی مفید باشد.

درمان بین فردی نیز معمول و مورد توجه است زیرا بیان سالم احساسات را تسهیل می کند. صرف نظر از نوع انتخاب شده ، درمان تقریباً همیشه شامل تماس یک به یک با یک متخصص آموزش دیده و مجاز است. این متخصص ممکن است برای مدیریت سلامت روان ، تمرینات و فعالیتهایی را برای تمرین در خانه طراحی کند.

گروه های پشتیبانی

مانند درمان ، گروههای پشتیبانی از بحث رو در رو برای مقابله با بیماریهای روانی استفاده می کنند. گروه های حمایتی معمولاً بر نوع خاصی از بیماری روانی یا جمعیت شناختی تمرکز می کنند ، مانند مادرانی که با افسردگی زندگی می کنند یا سالمندان با دو قطبی.

آنها منبع خوبی برای کسانی هستند که به دنبال شبکه گسترده تری از دوستان برای حمایت از تلاش های خود در زمینه مدیریت سلامت روان هستند.

گروههای مختلف پشتیبانی برای نیازهای مختلف وجود دارد. به عنوان مثال ، پرسنل نظامی پس از اعزام برای تجارب خاص خود (به ویژه کسانی که مربوط به PTSD هستند) به گروههای پشتیبانی می پیوندند. مادران تازه وارد ممکن است در گروه های حمایتی ملاقات کنند تا با هم مسائل مختلف بهداشت روان پس از زایمان را حل کنند. حتی گروه های حمایتی شناخته شده ای مانند Alcoholics Anonymous می توانند در حمایت از مدیریت سلامت روان نقش داشته باشند.

دارو

داروها یکی از محبوب ترین روش های مدیریت سلامت روان هستند. دارو در معالجه شرایط ناشی از عدم تعادل شیمیایی در مغز راحت و موثر است. با این حال ، همه داروهای روانپزشکی برای همه بیماران جواب نمی دهد. برخی از نسخه ها احتمال سو abuse مصرف مواد را افزایش می دهند یا عوارض جانبی دارند که بر روحیه و سلامت روزمره تأثیر منفی می گذارد.

داروهای بهداشت روان به چند دسته گسترده تقسیم می شوند: داروهای ضد روان پریشی ، داروهای ضد افسردگی و تثبیت کننده های خلقی. هر نوع دارو نوع دیگری از بیماری را درمان می کند و دارای عوارض جانبی بالقوه متفاوتی است. این داروها موثر هستند ، اما شرایط سلامت روان را درمان نمی کنند - فقط علائم را کاهش می دهند. قبل از شروع هر داروی جدید با پزشک خود در مورد خطرات و مزایا صحبت کنید.

مربوط : یافتن داروی مناسب برای سلامت روان با یافتن پزشک مناسب آغاز می شود

حمایت از دوستان و خانواده با مشکلات بهداشت روانی

بهداشت روان مسئله ای جدی است. ننگ بهداشت روان مانع قابل توجهی برای درمان و فرصت های افرادی است که با بیماری روانی زندگی می کنند. شکستن این انگ ممکن است دشوار باشد ، اما فواید بی شماری به همراه دارد ، از جمله افزایش فرصت ها برای کسانی که با بیماری روانی زندگی می کنند تا بتوانند درمان مورد نیاز خود را برای لذت بردن از یک سبک زندگی پربار و سازگار دریافت کنند.

حمایت از دوستان و خانواده با مشکلات ذهنی اولین قدم اساسی است. زمان تغییر نگرش های عمومی در ایالات متحده و سراسر جهان است.